یکی از پسرهای دانشکده بهم پیشنهاد داده...

البته جرات نکرده به خودم زنگ بزنه :)) ، اول زنگ زده به بانو که مطمئن شه من نامزد ندارم و گفته نخواستم جنبه مزاحمت پیدا کنه برای خودش،بعد گفته که به من منتقل کنه...

این پسر یکی از بهترین پسرهای دانشکده اس !

خیلی محترم و مودب و خوبه ...

ولی چند تا موضوع هست...

اولیش اینکه خب حس میکنم الان دلم نمیخواد با کسی آشنا بشم ، اگر اشنا بشیم ببینیم نمیشه؛ خب خوبه همون اول تموم میشه میره و تکلیف مشخصه، اما اگر اشنا شدم دیدم خوبه و دوره آشنایی میتونه ادامه پیدا کنه چی ؟ 

دوست دارم تکلیفم با زندگیم مشخص باشه بعد بتونم برم تو پروسه ی آشنایی ! 

تکلیف اتمام درسم ، مهاجرتم، کارم و ....

دوم اینکه ، این از ترم بالایی هامونه و من تا حالا باهاش برخورد نزدیک نداشتم ، تنها چیزی که ازش همیشه دیدم و شنیدم احترام و ادب و خوبی بوده و یه سلام و علیک ساده ! 

شاید باورتون نشه ، در این حد نمیشناسمش که اسم کوچیکشم نمیدونم :)))

برای همین ته ذهنم میگم حداقل یه شناخت جزیی پیدا کنم بعد بهش جواب بدم که اشنا شیم یا نه !

از طرفی ته ذهنم یه حس مثبت دارم بهش به خاطر بی حاشیه بودن و با ادب بودنش !

اصلا همین که شعورش رسیده مستقیم به خودم زنگ نزده ، زنگ زده دوست صمیمیم تا مطمئن شه من نامزد ندارم و مزاحمم نشه ، خیلی برام جذاب بود ! 


فعلا چون تو حال روحی مناسبی نیستم به بانو گفتم بهش بگه که یک هفته ی دیگه بهش جواب میدم که کلا میخوام با کسی آشنا بشم یا نه...

فکرام رو بکنم ، دو تا از دوستامم با این همکلاسی بودن و معتمدن، ازشون پرس و جو کنم بعد تصمیم بگیرم...

هوم ؟ 

چی کار کنم به نظرتون ؟