حالم بینهایت خوبه :)

سرم خیلی شلوغه...

و اونقدر در تایم های محدود استراحت و بیکاریم خسته ام و کارهای مهمتری مثل رسیدن به خودم و خواب و درس خوندن دارم که اصلا وبلاگ و نوشتن فراموشم میشه و میره در آخرین اولویت هام....

اولین کشیک به شدت سنگین و استرس زا بود...

روز اول اینترنی ، کشیک وایسی ، بخش قلب ، مورنینگم فرداش بخوای بدی ...

خواب هام تمام شده بیمار ها ! 

نگرانی ! 

حس مسئولیت...

سنگینه ...

اما بینهایت دوسش دارم و حالم رو خوب کرده :)