دیشب خونه تکونی اتاق خوابم تموم شد :)

با اتاق فرمون جیغ جیغ میکردیم و کار میکردیم...

برای داخل کمدم رفته بود از این قفسه فلزی ها خریده بود که به قفسه های قبلی اضافه کنیم... 

موقع سر هم کردنشون ، من دو ساعت جا مینداختم ، با چکش قشنگ بست هاش رو فیکس میکردم ، یهو میدیدم یه ورقه دست اتاق فرمونه و داره کرت و کرت میخنده !

بعله من که روم رو اونور میکردم خانم مثلا میخوواست کمک کنه ، سفت تر کنه ، کمپلت از جا میکند ورقه رو :))) ورقه های پشت رو هم از جا میکند ! یعنی کلهم از اول باید سر هم میکردم :/ 

برای تصور بهترتون منظورم از اینهاس :))) ...

خلاصه که تموم شد بالاخره و لباس ها رو از نو دسته بندی کردیم و چیدیم ...

بعد ساعت ۷ گیر داد بریم خرید مواد شوینده...

رفتیم ، تعاونی داشت میبست گفت سریع تر خرید کنین ! 

یه دفعه دیدم اتاق فرمون این چرخ رو برداشت و دِ بدو :)))) 

در عرض ۵ دقیقه کل چرخ رو پر وسائل ضروریمون کرد ، رفتیم دم صندوق ، گفت این دستمال کاغذی هایی ک برداشتی تو سیستم ثبت نیست ، قیمت نداره ، برو یکی دیگه بردار ، من رفتم برداشتم اومدم دیدم رو اون پیشخون صندوق پر پفک نمکی و چیپس و ... :/ 

گفتم اقا اینها مال من نیست اشتباه حساب نکنین ! 

مرد یه نگاه بهم کرد گفت زدم رو فاکتور که ! این خانم گذاشت 😑 و اشاره ب مامانم 😑 

مامانمم با لبخند شیطانی چیپس و پفکهاش رو برداشت و کیسه کرد :)))

من رفتم یه دستمال بیارم ! چجوری دویده اینها رو برداشته خدا داند :))

الان هم با تنی دردناک ناشی از دستورات بساب بساب اتاق فرمون از داخل تخت پست میذارم...

+دیشب قهوه فول کافئین تازههه خریدم دادم آسیاب کرد برام، با اینکه کردمش تو شیشه ، بوش تو خونه کامل پیچیده 😍 برم قهوه درست کنم بخورم و برم که قرار دارم برای چیدن کشیکهامون 😍