دلم برای خونه ام تنگ شده...

آدم نیستم به خدا...

گفتن ۱ آبان اینترن میشیم ، قبلش شاید کلاس نسخه نویسی هم بذارن برامون، اولش غر زدم گفتم کلاس چیه این وسط یه دفعه ۱ آبان میایم دیگه...

اما الآن...

دیگه از تعطیلات خسته شدم...

دلم خونه ی خودم رو میخواد...

غذاهای خودم...

زندگی خودم...

بیمارستان...

اصلا دلم برای دلواپسی و استرس تنگ شده :))

والا ! 

از فردا هم که مدرسه ها باز میشه ، خیابون ها غلغله ، نمیشه راحت رفت جایی... 

تهران به این بزرگی چرا هیچی نداره خب :( 

این همه میگن تهرون تهرون چرا برای من جذاب نیست خب !