عاشورای خود را چگونه گذراندید ؟ 

با خواندن یادداشتهای " محمود دولت آبادی"...

من اصلا با کتابهای دولت آبادی نتونستم ارتباط بگیرم و "کلیدر" و "جای خالی سلوچ" رو در همون صفحات اول رها کردم و گذاشتم برای زمانِ مناسبِ خودش...(هر کتاب برای هرکسی،زمانِ خاصّ خودش رو میطلبه)

اما کتاب "نون نوشتن" مجموعه ای از یادداشتهای "محمود دولت آبادی" هست از سال ۵۹ تا ۷۴...

بعد از خوندن این کتاب حس میکنم برای خوندن بقیه ی کتابهاش آماده ترم...

کتاب انگار یک دفتر خاطراته اما پر از نکات و حرف...

حرف هایی که انگار همین امروز گفته شده ، و اصلا احساس نمیشه که یادداشتها حداقل مربوط به ۲۰ سال گذشته اس...

******

+مشکلی که دارم اینه که در تعطیلات و ایام فراقت وقتی ذهنم آزاد هست، میذارم پشت کتاب خوندن، بعد یهو یک ماه میمونم سر یک صفحه کتاب...

برایان تریسی میگه:

اگر هر شب به جای تماشای تلویزیون، پانزده دقیقه مطالعه کنید،

سالی حدود پانزده کتاب را می خوانید؛

اگر روزی پانزده دقیقه ادبیات کلاسیک بخوانید، در مدت هفت سال، صد کتاب بزرگ ادبیات کلاسیک را خوانده اید.

این گونه تبدیل به یکی از باسوادترین افراد در نسل خود می شوید؛

همه این ها با پانزده دقیقه مطالعه قبل از خواب حاصل می شود....

تصمیم دارم حتی در شلوغ ترین روزهای زندگیم هم رعایتش کنم :)

پایه این ؟ :) 

+کتاب بعدی ؟ 

"انسان خردمند" 

آقای پدر تو این مدت دوبار خوندش و گفت پر از اطلاعات جالب و خوب هست که خوندنش حداقل ده بار برام واجبه تا در ذهنم بمونه اطلاعاتش :))