مدت ها بود اینجوری با خیال راحت آشپزی نکرده بودم...

همیشه آشپزی هام تند تند و نهااایت در حد ۴۵ دقیقه یا یک ساعت وقت گذاشتن بود...

اما امروز صبح پاشدم ، با خیااالِ راااحت و سر فرصت ، بادمجون ها رو کبابی کردم، آروم آروم گوجه ها و سیر ها رو خرد کردم و یه میرزاقاسمیِ مشتی بار گذاشتم...

الآن بوی شمال پیچیده تو خونه...

دراز کشیدم دم پنجره و یه باد ملایمی میاد و پرده ی اتاقم میاد از روم رد میشه و میره...

به این فکر میکنم که یه همچین تعطیلاتی دیگه کِی گیرم میاد بعد از این ؟ 

دو سال دیگه؟

سه سال دیگه؟ 

کِی ؟ 

مهم هم نیست...

دارم نهایت لذت رو میبرم ازش فعلا...

+خیلی دوست داشتم یه سفر برم ، اما نشد :( 

هیچ کسی هم ندارم الآن پایه ام باشه بریم دو سه روزه یه تورِ باحال :/